امین کوچولوی تنها !

بگویید...!!!!

بگوئید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت مشغول تلفن
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
.


ای کاش زندگی ctrl+x داشت

+ نوشته شده در شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط امین گذرت افتاد بیا تو قلبم ()