روزگار غم...
عزیزممن نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

+ نوشته شده در جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ ساعت ٧:٥۸ ب.ظ توسط امین
گذرت افتاد بیا تو قلبم ()